باید امشب بروم ...
باید امشب چمدانی را ...
که به اندازه ی پیراهن تنهایی من جا دارد ، بردارم ...
و به سمتی بروم ...
که درختان حماسی پیداست ...
رو به آن وسعت بی واژه که همواره مرا می خواند ...
یه نفر باز صدا زد سهراب!
کفش هایم کو؟
(( سهراب سپهری ))
... تـنـهـــا کـه بـاشـی ......ما را در سایت ... تـنـهـــا کـه بـاشـی ... دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 111