روزها در پی هم میکذرد ...
مرد گاریچی ...
یکه و تنها ست ...
اندکی غمگین ...
با تنی خسته ...
و صدایی پیر ...
که نوایش هم ...
حس تنهاییست ...
او غریبانه ...
در شباهنگام ...
خواهد مرد ...
.
.................................. تنهایی ................................... مرگ ..................................... سکوت .....................................
... تـنـهـــا کـه بـاشـی ......ما را در سایت ... تـنـهـــا کـه بـاشـی ... دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 86